2- دلايل وجود يك برنامه بهبود كار راهه شغلي در سازمان ها: 1- فرصت استخدام مساوي.2- كيفيت زندگي كاري 3- رقابت براي كاركنان با استعداد 4-اجتناب از مهارتهاي قديمي وكسب مهارتهاي جديد 5- نگهداري كاركنان 6- استفاده مطلوب از كاركنان

3- مفهوم توسعه كارراهه شغلي: كارراهه شغلي،يك ترتيب مسير زندگي كاري مطابق با نگرش ها و انگيزه هاي كار كنان است كه آنها در نقش هاي كاري خود ايفا مي كنند. همچنين مهم است بدانيم كه كارراهه شغلي شامل مجموعه اي از مشاغل است كه يك شخص در طي مسير زندگي اش در پيش مي گيرد. وآن شامل آموزش افراد در نقش هاي كاري، اهداف و اميدها، آرزوها، احساسات و ابهام مطابق با اين نقش مي باشد. به هر حال يك كارراهه شغلي، در كلام وسيع تر مي تواند شامل كارهاي غير پرداختي مثل فعاليت هاي داو طلبا نه و عمرا ني كشور در يك جامعه هم بشود.

4- اهميت كارراهه شغلي: 1- به كسب هويت و مقام و منزلت افراد كمك مي كند. 2- غناي زندگي كاري را تامين مي كند. 3- بر اساس مفاهيم اجتماعي صورت مي گيرد. 4- فرصتي را براي ارضاي اميال كاركنان جهت شناخت، پيشرفت وترقي به وجود مي آورد.

5- مراحل اصلي پيشرفت شغلي يك شخص از ديد گاه وان مانين و شاين    

1- مرحله اكتشاف وبررسي: يك سري تصورات حرفه اي از طر يق رسانه هاي گروهي، كتابها، فيلمها، نصايح ومثالهاي والدين ومدرسان براي هر شخص ايجاد مي شود كه فرد مي تواند ضعف ها و قوت هاي خود را ارزيابي كند و مسير تحصيلي خود را از طريق دبيرستان و دانشگاه انتخاب نمايد. سپس توانايي هاي كارش راامتحان و شغل واقعي خود را انتخاب مي كند. 2- مرحله ايجاد: اين مرحله بر اساس يك سري اقدامات توسط فرد محقق مي شود: جستجوي مشاغل جهت استخدام شدن، انتخاب وتوجيه، به كار گماري در اولين شغل، غير يكنواختي و انتقال و يا ارتقاء، تصدي شغل.3- مرحله نگهداري: اين مرحله شامل موارد زير است: مسير شغلي مياني: در اين مرحله بدليل واگذاري كار مهم تر به شخص، احساس رشد شخصي وامنيت شغلي در فرد ايجاد مي شود. اين دوره حداكثر ارزش وبهره وري را براي سازمان موجب مي شود. مسير شغلي پاياني: در اين  مرحله مشاغل قضاوتي- ديدگاهي وساير مشاغل كه اطلاعات غني مي خواهد، تعيين مي شود كه توسط خود فرد انجام مي گيرد. براي ورود به اين مرحله، شخص بايستي از وضعيت بحران هاي ميانسالي رهايي يابد و ميزان پيشرفت خود را با ميزان دستيابي به اهداف مقايسه كند. 4- مرحله ركود واواخر مسير شغلي: اين مرحله با برنامه ريزي براي باز نشستگي آغاز مي شود، افراد ياد مي گيرند كه نقش هاي كمي را بپذيرند ومقتضيات جديدي را براي خانواده،دوستان وجامعه(سازمان) اتخاذ كنند.

6- موفقيت مسير پيشرفت شغلي: به طور سنتي به كساني كه حقوق خوبي ميگيرند، پست بالا يي دارند، انگيزش وتشخيص بالايي دارند وپيشرفت مي كنند، مي گوييم كه در شغلشان موفق اند. هال وصاحبنظران ديگر توسعه مسير شغلي اعتقادشان بر اينست كه تعدادي از كاركنان حرفه اي و مديران، مسير هاي شغلي متفاوتي را براي خود در پيش مي گيرند. اصل اين نوع تفكر جديدتر به خودانتخابي و آزادي شخصي و تصور شخصي در مورد موفقيت بر مي گردد. دكتر سيد جوادين اين نوع جهت گيري مسير شغلي را"كاملا"شخصي" ناميده است كه چار چوب آن درباره" رضايت از مسير شغلي" به صورت زير است: 1- تلاش افراد در جهت كنترل بهبود مسير پيشرفت شغلي، 2- تلقي آزادي، رشد و خود انتخابي به عنوان ارزش هاي شخصي مهم، 3- تلاش افراد در جهت موازنه بين شغل، سازمان، خانواده، دوستان وتفريح، 4- تعريف موفقيت به صورت شخصي، 5- طراحي دوره هاي كاري توسط شخص فعال وسازگار

7- توسعه مسير شغلي: مفهوم توسعه مسير شغلي بر اساس دو بخش برنامه ريزي مسير شغلي و مديريت مسير شغلي بررسي مي شود.

7-1- برنامه ريزي مسير شغلي: برنامه ريزي مسير شغلي يك فرآيند برنامه ريزي شخصي زندگي كاري فرد است كه شامل خود ارزيابي، تشخيص فرصت هاي موجود در سازمان و خارج از سازمان، هدف گذاري و تهيه كردن برنامه ها مي باشد. 1- خودارزيابي 2- تشخيص فرصت ها 3- هدف گذاري 4- تهيه برنامه ها 5- اجراي برنامه ها

7-2- مديريت مسير شغلي:  مديريت مسير شغلي بيشتر بر برنامه ها و فعاليت هايي كه توسط سازمان انجام مي گيرد، تاكيد مي كند. سازماني كه منابع محدود داشته باشد نمي تواند همه ويژگي هاي اين نظام را ارائه دهد بيشتر سازمان ها فقط به ارائه برنامه هاي آموزشي وپرورشي وارزشيابي اكتفا مي كنند. اجزاي كليدي يك برنامه مديريت مسير شغلي اثر بخش به صورت زير است: 1- يكپارچه شدن با برنامه ريزي نيروي انساني 2- طراحي مسير هاي پيشرفت شغلي 3- انتشار اطلاعات مسير پيشرفت شغلي 4- به اطلاع عموم رساندن پست هاي خالي (اعلان شغلي) 5- ارزيابي كاركنان 6- مشاوره مسير شغلي7- تجربه هاي كاري جهت توسعه8 - نقش مدير9 - آموزش وپرورش 10- خط مشي ها و رويه هاي پيشرفت شغلي در اداره انساني 

9- سازمان كوچك تر: معمولاً سازمان هاي كوچك تر منابع كافي از نظر استعداد ويژه، وقت و پول ندارند كه بتوانند برنامه ريزي كاملي از توسعه مسير شغلي داشته ئباشند وآن را اجرا كنند. به طور خلاصه، مديريت شركت هاي كوچك نسبت به پيشرفت كاركنان حساس هستند و به آنها در بالا بردن توانشان از طزيق مسيرهاي پيشرفت شغلي كمك مي كنند. اين مديران در اين سازمان ها كار ميكنند براي اينكه كاركنان را مطمئن سازند كه يك بازار آزاد نيروي كار داخلي آن را نگه مي دارد.

9- نتيجه گيري: مسير پيشرفت شغلي موجب پيشرفت فرد در طي سنوات خدمتش مي شود. سازمان بايستي برنامه ريزي هاي لازم را جهت پيشرفت شغلي كاركنان خود انجام دهد و آنها را در اين مسير هدايت نمايد. يك مسير صحيح و عادلانه پيشرفت شغلي مي تواند موجب رضايت شغلي افراد، تعهد آنها نسبت به سازمان و مسائلي از اين قبيل شود. بنابراين سازمان ها با ايجاد مسير پيشرفت شغلي مناسب براي كاركنان نه تنها به پيشرفت سازمان بلكه به پيشرفت افراد نيز كمك مي كنند.