۱ـ استعداد و توانايي:

   هر كاري در سطح جامعه به توانايي ذهني و استعدادهاي خاص خود نيازمند است. استعداد افراد را مي توان از طريق نمرات درسي، سوابق تحصيلي و تست ها و آزمونهاي استاندارد شده مورد سنجش قرار داد.

 2ـ رغبت و علاقمندي:

     توانايي و استعداد امري ذاتي است، در حاليكه رغبت امري محيطي است و در طول زمان تغيير مي كند. رغبت ها معمولاً از تجربيات سرچشمه مي گيرند و چند دسته هستتند. ( شفيع آبادي، 1371، ص 82)

الف: رغبت هاي بيان شده: علائقي كه به زبان خود فرد و بصورت شفاهي اظهارمي شود.

ب: رغبت هاي نمايان شده: مشاهدة فعاليت هاي فرد نشان دهندة علاقه اوست.

ج: رغبت هاي آزمون شده: رغبت هايي كه از طريق آزمونهاي استاندارد شده  

    مشخص مي گردند.

د: رغبت هاي فهرست شده: رغبت هايي كه فرد از طريق در اختيار گذاشتن فهرستي از مشاغل مختلف، درجه بندي مي كند.

    با توجه به تست استرانگ، رغبت در سال هاي بين 15 تا 20 سالگي تغييرات زيادي مي كند و در سال هاي 20 تا 25 سالگي ثابت تر مي شود و از 25 تا 55 سالگي تغييرات آن كم است. بنابراين زياد نمي توان به رغبت هاي بيان شدة دانش آموز در سنين 15 تا 20 سالگي تكيه كرد و از ساير رغبت ها بايد به شيوة صحيح بهره گرفت. ( حسيني بيرجندي، 1371،ص 75)

 

3ـ شخصيت:

    چگونگي شخصيت افراد در سازگاري شغلي و انتخاب و موقعيت شغلي اهميت زيادي دارد. مشاغلي كه نياز به افراد درونگرا دارد، نسبت به مشاغلي كه به شخصيت هاي برونگرا نياز دارد، كاملاً تفاوت دارد. تيپ هاي شخصيتي را نيز مي توان از طريق آزمونهاي شخصيتي و شغلي شناسايي كرد و مشاغل متناسب با تيپ غالب شخصيتي افراد را به آنان پيشنهاد نمود.

 4ـ عوامل محيطي:

    عوامل محيطي شامل عوامل متعددي است كه به اختصار به هر يك از آنان پرداخته مي شود.

ـ مباني فرهنگي : فرهنگ خانواده مشتمل بر آداب و رسوم، عقايد و شيوة زندگي در اشتغال مؤثر است. مثلاً ورود به كار دولتي يا فرار از آن به فرهنگ خانواده بر مي گردد.

ـ طبقه اجتماعي : خانواده هايي كه داراي وجهه اجتماعي بالايي هستند، از اشتغال به كارهاي يدي و كارگري گريزان هستند.

ـ موقعيت جغرافيايي: افراد روستا و شهر متناسب با موقعيت جغرافيايي خاص خود، گرايش هاي متفاوتي دارند.

ـ وضع اقتصادي : خانواده هايي كه درآمد اقتصادي بالايي دارند، به طرف مشاغلي مي روند كه با سرمايه شخصي اداره مي شود.

ـ تغييرات صنعتي : تبديل كارهاي دستي به صورت صنعتي و تجهيزات پيشرفته و رايانه، موجب تأثير مستقيم درشيوه كار مي شود.

ـ دين : دستورات ديني مي تواند افراد را به سوي مشاغل رهنمون سازد و يا آنها رانسبت به بعضي منع نمايد

ـ جنس : مردان بيشتر به طرف مشاغل درآمدزا و كارهاي توليدي و صنعتي مي روند، ولي زنان درآمد را در درجة دوم اهميت مي دانند و ترجيح مي دهند، مشاغل درماني وخدماتي را انتخاب نمايند.

ـ تجارب شخصي : نحوه تربيت و تجارب فرد در جهات مختلف تحصيلي و حرفه اي در انتخاب شغل مؤثر است.

ـ والدين : شيوه صحيح تربيت والدين بويژه در سالهاي اوليه رشد كودك در طرز تفكر آينده شغلي فرزندان مؤثر است.

ـ اقوام و دوستان : نگرش دوستان و اقوام مي تواند در ترجيحات شغلي افراد اثرگذار باشد.

ـ مدرسه : معلمان، مشاوران و ساير كاركنان مدرسه، در قالب صحبت ها، نمايش فيلم ها، بازديدها و نشريات و بروشورهايي كه ارائه مي دهند در رشد حرفه اي و انتخاب شغل دانش آموزان تأثيرگذار هستند.

ـ نياز بازار كار : نيازهاي مختلف و افزاينده صنايع و كشاورزي و خدمات مي تواند عامل مهمي در انتخاب شغل به شمار آيد. بطوريكه معمولاً داوطلبان كنكورضمن توجه به علاقه مندي شان، نسبت به شرايط اشتغال آيندة رشته خود سوال مي كنند و انتخاب هاي خود را براساس آن مرتب مي كنند.

سخن آخر

انتخاب شغل فرآيندي اصولي، آگاهانه، عقلاني و تكاملي است كه عوامل متعددي در آن نقش دارند. افراد جامعه براي انتخاب شغل و موفقيت در كار و اشتغال خود بايد اطلاعات زيادي كسب كنند، كه اين اطلاعات از طريق راهنمايي شغلي و حرفه اي صورت مي گيرد. به نظر « سوپر» ( super،1941) راهنمايي شغلي و حرفه اي فعاليتي است كه بوسيلة آن اطلاعات ضروري و لازم دربارة مشاغل مختلف در اختيار مراجع قرار مي گيرد، تا بتواند شغل مناسبي را انتخاب نمايد و براي آن آماده شود و به آن اشتغال ورزد. بطوريكه مي توان گفت در فرآيند راهنمايي شغلي و حرفه اي هم فرد و هم شغل، مورد بررسي قرار مي گيرد، تا هم فرد از شغل خود راضي باشد و هم سازمان از فرد و نحوه كارش رضايت داشته باشد. در پايان اميدواريم با توسعه فعاليت هاي مشاوران در سطح مدارس و جامعه، موجب رضايتمندي افراد فراهم شده و هر فرد در جايگاه واقعي خود در سطح اجتماع و مشاغل قرار گيرد.

 منابع:

 1ـ حسين بيرجندي، سيدمهدي، « مباني راهنمايي و مشاوره شغلي» مركز انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي، چاپ سوم، 1371.

2ـ شفيع آبادي، عبداله، « راهنمايي و مشاوره شغلي و حرفه اي» انتشارات رشد، چاپ پنجم،